مجله اشپیگل ( شماره ۳۰ ) با “جولیان اسنج” پایه گذار “ویکی لیکز” که اسناد سفارت امریکا در افغانستان را منتشر کرد مصاحبه کرده و آن را منتشر ساخت.
ترجمه رضا نافعی
اشپیگل : آقای اسنح شما انبوهی از اسناد جنگ افغانستان را منتشر کرده اید . انگیزه شما چیست؟
اسنج: این ارقام جامع ترین شرح از جنگی است که در حال وقوع است. یعنی در زمانی که هنوز می توان آنرا بسوئی مثبت بگردش در آورد. اینها گزارش های مربوط به ۹۰ هزار در گیری با مشخصات دقیق جغرافیائی هستند. از لحاظ کثرت اسناد هیچ یک از اسنادی که تاکنون در باره جنگ افغانستان منتشر شده به پای این اسناد نمی رسد. این اسناد نه تنها دید ما را نسبت به این جنگ، بلکه نسبت به همه جنگ های مدرن تغییر می دهد.
اشپیگل : تصور می کنید انتشار این اسناد بر کسانی که تصمیم ها سیاسی می گیرند تاثیر می گذارد؟
اسنج: بله. ای اسناد توحش و نکبت روزمره جنگ را روشن می سازد. افکار عمومی و افکار کسانی را که صاحب نفوذ سیاسی و دیپلماتیک هستند نیز تغییر خواهد داد.
اشپیگل: آیا انتظارات شما زیاد نیست ؟
اسنج: احساس عمومی این است که بهتر است به حنگ پایان داده شود . این ارقام به تنهائی قادر به انجام آن نیستند ولی بر اراده سیاسی تاثیر خواهند گذاشت.
اشپیگل: این اسناد در برگیرنده اسرار نظامی و نام منابع است. با انتشار آنها نیروهای بین المللی و جاسوسان افغانی را به خطر نمی اندازید ؟
اسنج : این اسناد اطلاعاتی در باره تحرکات کنونی نیروها در بر ندارد. منبع ما در این مورد تلاش کرد تا زیان ها محدود بماند و به ما ماموریت داد اسناد را از این لحاظ مورد توجه قرار دهیم که خطر جدی متوجه افراد بیگناه نشود. حفظ منبع برای ما اهمیت جدی دارد و بهمین دلیل برای ما اهمیت دارد که منابع آمریکائی و نیروهای بین المللی محفوظ بمانند.
اشپیگل: این محدود سازی زیان دقیقا به چه صورت است ؟
اسنج: ما مواردی را که می توانست برای افراد بی گناه خطر ایجاد کند فیلتر کردیم و سند را از این لحاظ بی خطر ساختیم.
اشپیگل: از لحاظ شما چیزی بنام اسرار دولتی مشروع وجود دارد؟
اسنج: اسراری هستند که هم خود موجه هستند و هم شکستن آنها موجه است. متاسفانه کسانی مرتکب جنایت علیه بشریت می شوند یا دیگر قوانین را زیر پا می گذارند، از حق حفظ اسرار نیز سوء استفاده می کنند. افراد با وجدان همیشه این نوع اسرار را افشا کرده اند. از این گذشته ، این ویکی لیگس نیست که تصمیم به انتشار می گیرد. ما تلاش می کنیم تا اطلاعات حفظ و افکار عمومی آگاه گردد.
اشپیگل: ولی در نهایت بالاخره کسی باید برای انتشار تصمیم بگیرد. موازین را چه کسی مشخص می سازد؟ ویکی لیکس خود را پیشتاز مبارزه برای آزادی اطلاعات می داند ولی خود شفاف نیست .
اسنج: این حرف مضحک است. ما با صراحت و روشنی تمام می گوئیم که چه چیزی را منتشر می کنیم و چه را نمی کنیم. ما تصمیم ناگهانی نمی گیریم. ما اصولا منابع دست اول را منتشر می کنیم. نشان بدهید به من رسانه ای را که چنین موازینی داشته باشد. شیوه ما باید برای همه سرمشق باشد.
اشپیگل: مسئله این است که اگر ویکی لیکس مرتکب خطائی شد نمی شود از آن بازخواست کرد. سِروِرهای شما در کشورهائی هستند که شما را سحت حفاظت می کنند. آیا ویکی لیکس فوق قانون قرار دارد؟
اسنج : ما در خلاء زندگی نمی کنیم. تمام همکاران ما در کشور هائی زندگی می کنند که قوانین متفاوت بر آنها حمکفرماست. تاکنون در کشورهای مختلفی از ما شکایت شده است ولی ما تا کنون همه دعوا ها را برده ایم. آنها که حکم صادر می کنند دادگاه ها هستند، نه موسسات بازرگانی و ژنرال ها. تاکنون قانون، دادگاه ها و قوانین اساسی جانبدار ما بوده اند.
اشپیگل : شما می گوئید میان شفافیت، که شما برای تحقق آن مبارزه می کنید و یک جامعه عادل ارتباط بر قرار است. منظورتان چیست؟
اسنج: اصلاحات واقعی هنگامی می تواند صورت گیرد که اقدامات ناعادلانه افشا گردند. بهترین شکل مقابله با بی عدالتی آنست که قبل از وقوع جلوی آن گرفته شود، وقتی که فقط نقشه آن وجود دارد ــ در آن حالت می توان جلوی آنرا گرفت.
اشپیگل: در جنگ ویتنام ، دستگاه حکومتی نیکسون ، مردی را که اسناد پنتاگون را در اختیار مطبوعات گذاشت خطرناکترین فرد آمریکا نامید . امروز شما خطرناکترین مرد شم هستید یا بهتر است بگوئیم مردی که بیش از همه در خطر است شما هستید؟
اسنج: خطرناکترین مردان کسانی هستند که جنگ ها را بر پا می کنند. ما باید جلوی آنها را بگیریم. اگر این فکر مرا در نظر شما خطرناک جلوه می دهد ، لابد همین طور است.
اشپیگل: شما می توانستید موسسه ای در” سی لی کن والی “ افتتاح کنید و در ” پالو آلتو ” خانه ای با استخر داشته باشید ، چرا بجای آن پروژه ویکی لیکس را انتخاب کردید؟
اسنج: ما فقط یک بار زنئگی می کنیم. بهمین دلیل باید در دوران خود کاری مفید و رضایت بخش انجام دهیم. کاری که من می کنم ، برای من ، چنین کاری است. من از ایجاد کارهای بزرگ و از کمک به انسان هائی که زخم پذیرند، لذت می برم . و من خوشم می آید در سوپ قدرتمندان تف کنم. این کار واقعا به من لذت می بخشد.

متن فرمان خمینی و دستور قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷
تقلب توانگر کند مرد را! (آن گاه که هدف وسیله را توجیه می کند ) بخش ۴
انگارهای بر آرای فردریش فونهایک؛ برجستهترین نمایندهی
خاکسپاری بالزاک
بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد
چند نکته پیرامون طرح هدفمند سازی یارانه ها
فرا فکنی
حزب ابزار برافروختن اخگر به شعله
تغییر نام ماموریت ایالات متحده آمریکا در عراق: “مشاورین” و
اقتصاد «بحران زده» ایران و بحران در صنعت نساجی
اتحاد زنان آزادیخواه: درد زنان افغانستان درد مشترک همه زنان ستمدیده
مسئله اساسی فلسفه
تقلب توانگر کند مرد را ! (آن گاه که هدف وسیله را توجیه می کند) بخش ۳
گزارشی از شرکت فنی مهندسی طرح و بازرسی در پالایشگاه فاز ۲ اراک
فقر و تهیدستی زنان و کودکان در جهان و ایران
دو راه
جنبش های مانی و مزدک: ریشهها، اندیشهها و پیامدها
سوسیالیسم مال کجاست؟ – مقایسهٔ مزدک ایرانی و اسپارتاکوس رومی،
گزارشی از شرکت شهاب خودرو تجربهی یک اعتصاب و چگونگیِ متلاشی شدن
کارل پوپر – آگاهی کاذب
سیری در زندگی و آراء ارنست بلوخ
تقلب توانگر کند مرد را ! (آن گاه که هدف وسیله را توجیه می کند) بخش دوم
سیر و سرگذشت رویزیونیسم – ادوارد برنشتاین
پیش درآمدی براقتصاد سیاسی توسعه نایافتگی
کارل مارکس در آتش!
این «ما» کجا ایستاده است؟!
تقلب توانگر کند مرد را! – آن گاه که هدف وسیله را توجیه می کند. بخش
اعیان و امپراطوری نوپا
به مناسبت هفتادهین سالروز به قتل رساندن تروتسکی – سه نامه آخر
نقش دولت در توسعه اقتصادی
معرفی کتابِ «دور از کارخانه» (نمایشنامهی کارگری) – پژمان رحیمی
وضعیت کارمندان و کارگران وزارت نفت و شرکتهای تابعه در نُه سال گذشته
هنرمندی که نگاهی کاملا انتقادی به شرایط اجتماعی داشت
دیالکتیک توسعه نایافتگی
موانع فرهنگی توسعه اقتصادی درایران
فریبی بنام سرمایه داری اخلاقی
جان سختی نئولیبرالیسم و ریاضت اقتصادی کارگران
جنبش زحمتکشان فلسطین برای استقلال
مژده شوم: « سندیکاهای کارگری می آیند! »
منتخب آثار لنین دربارۀ – اتحادیه های کارگری – ( قسمت اول )
بحران اقتصادی و مبارزه طبقاتی
عرفان ـ فرمی از ایراسیونالیسم (خرد ستیزی)
آمریکای لاتین نشان داد که سوسیالیسم آینده دارد
پیر بوردیو
افسانه ی سنگ تراش
خلیج مکزیک – چطور بی پی قانون را به بازی گرفته است
عروج آنتی لنینیسم در پرتو سبز
میراث خواران شاملو و سیاست سترونسازی سیاسی
ترادیسیونالیسم (سنتگرائی)
تحریک مضحک
گزارشی از وضعیت زنان کارگر
کشتار مردم افغانستان، هم تاکتیک، هم استراتژی
رام الله ، فلسطین نیست!
کاسترو از اوباما خواست به ایران حمله نکند
برگردان کتاب «ارگانهای بدون جسم» از ژیژک (بخش یک) داریوش برادری
ترجمه کتاب « اندامهای بدون جسم» اثر ژیژک. (بخش دوم) داریوش برادری
از کمونیستها و نژاد پرستان ـ سر در گمی در سایت PI-News و یا مینا احدی و
به شاهزاده رضا پهلوی رحم کنید
پیش زمینه های مشروطه خواهی و ناکامی های آن
نگاهی به زمینه های اقتصادی انقلاب مشروطیت[۱] احمد سیف
ایران در محاصره

• معرکه بر پا ست!
• آدم دیگر بدشواری می تواند دور و برش را باز شناسد!
• برژینسکی در لهستان مصاحبه می کند و از بهشت روی زمین، سرزمین رؤیاها، خطه امکان پذیری امکان ناپذیرها لب که چه عرض کنم، دهن به انتقاد می گشاید.
• شرود راس آرشیوش را باز می کند، به انتقاد از سازمان سیا می پردازد و ممنوع اعلام کردن آن را توصیه می کند.
• دوستان هم با اشتیاق تمام ترجمه می کنند و به «روشنگری» اهالی ایرانزمین می پردازند.
• ناگهان دهها هزار سند سری نظامی بدست سازمان افشاگری می افتد و آنهم بلافاصله مصاحبه بلند بالا ترتیب می دهد و همه را دو دستی در اختیار نیویورک تایمز، گاردین و اشپیگل می گذارد.
• چی شده است؟
• این نوشته ها باید تک تک مورد تحلیل مو به مو قرار گیرند، تا از لا به لای گفته ها، نا گفته ها , نیات واقعی و توطئه های جدید کشف شود.
چرا که همه چیز ناگهان خیلی مشکوک بنظر می رسد!
اینچنین مطالب روشنگانه همیشه منتشر می شده است و پدیده جدیدی نیست .ولی هرچه زمان می گذرد انگیزه کمتری در بین ایرانیان برای توجه به آن ها دیده می شود.
خسرو عزیز
با سلام
حق با تو ست.
این جور تشبثات تازگی ندارند، ولی کار هر روزه حضرات هم نبوده است.
برای شروع معرکه ای دلایلی هست که من سعی خواهم کرد در دایرة المعارف روشنگری حتی الامکان مورد بحث قرار دهم.
شیوه عمل امپریالیسم پیچیده و بغرنج و ظریف تر شده است تا عوامفریبی کاملتر و مؤثرتر شود.
مناسبات تولیدی از جنس اجنه است، همه جا هست و هیچ جا نیست و برای بازتولید خود، گاهی این مؤسسه و گاهی آن شخصیت و یا رئیس جمهور و مهره را فدا می کند تا سیستم را حفظ کند.
درختان کویر هم به هنگام خشکسالی و قحطی باران، بخشی از شاخه های شان را خشک می کنند و می اندازند تا سیستم خود را حفظ کنند.
من این بحث را اگر فرصت کردم مفصلتر مورد بحث قرار خواهم داد.
از اینکه به نظر ناقابل من واکنش نشان دادی شاد شدم.
ما برای بحث با یکدیگر آلترناتیوی نداریم.
اگر گاوها، گوساله ها و گوسفندها با هم بحث می کردند، کشتارگاه وجود نمی داشت. (با اجازه برتولد برشت)
زنده باشی!