آخرین اخبار

چند کلمه در رابطه با پراکنده گویی های آقای صالحی

20130806-202733.jpg

کارگران خواهان نابودی کالای ویژه ای بنام نیروی کار

آقای محمود صالحی در آخرین نوشته خود تحت عنوان “طبقه کارگر ایران از این تندپیچ هم خواهد گذشت” اظهار نظراتی نموده که با حرکت از این نقطه نظرات وی نه تنها “طبقه کارگر ایران” بلکه حتی زحمتکشان کردستان و همان کارگران صنف نانوا نیز از تندپیچ مورد نظر وی قادر به گذر نخواهند شد بلکه به دره پرت خواهند شد.

در این نوشته آقای صالحی از موضع “رهبر” خطاب به کارگران و فعالان کارگری اعلام میکند که از سال ۱۳۸۰ به بعد جنبش کارگری ایران وارد دور دیگری از مبارزات نابرابر با مناسبات حاکم سرمایه داری شده است.(نقل قول مستقیم از نوشته خود آقای صالحی). به نظر میرسد آقای صالحی تصمیم گرفته است تاریخ مبارزه طبقاتی را در جغرافیای سیاسی ایران تا سال ۱۳۸۰ حذف کند. از نظر وی دور جدید مبارزه کارگران با مناسبات حاکم سرمایه داری از این سال شروع میشود. آقای صالحی برای اثبات این ادعای ضدتاریخی خود چیزی نمیگوید. ما این جا مجبوریم زحمت وی را بکشیم. در این سال آقای صالحی با آنابیوندی یکی از بوروکرات های کله گنده اتحادیه های آزاد کارگری ضدکارگر ملاقات نمود و همین امر بعد ها راه برای هرز دادن انرژی بخشی از کارگران رادیکال را در ایران هموار نمود. به نظر میرسد دور جدید جنبش کارگری از همین حرکت ارتجاعی شروع میشود. شاید حضور محمود در مرکز ثقل این حرکت “تاریخی” سال ۱۳۸۰ را به نقطه عطف جنبش کارگری تبدیل کرده است.

آقای صالحی در همان خط اول نوشته خود همانطور که نوشته است اشاره به “مبارزات نابرابر با مناسبات حاکم سرمایه داری” میکند. این جا یک سوال ساده پیش میآید. آیا قرار بوده که در نظام سرمایه، کارگر با سرمایه و سرمایه دار مناسبات برابر داشته باشند؟! آقای صالحی در ادامه به سرکوب شدید اعتراضات و مبارزات کارگران توسط حامیان سرمایه پرداخته و به پرچم های سبز و بنفش و سیاه اشاره میکنند که در استثمار کارگران نقش ایفا میکنند. محمود ضمن محدود نمودن این رنگ ها آن جا که رنگ سرخ را از قلم میاندازد عملا آگاهانه بخشی از حقایق تاریخی را جعل میکند . تجربه مبارزه طبقاتی با صدای بلند اعلام میکند که کارگران زیر پرچم های سرخ کمتر از سایر رنگ ها استثمار نشده بلکه میزان و شدت استثمار و سرکوبشان وحشتناک تر از سایر رنگ ها بوده است. مگر در این چند سال گذشته پرچم سرخ و سبز و بنفش و سیاه همه از دالان های سازمان جهانی سرمایه سردرنیاوردند؟  نقطه قدرت سرمایه فقط در دولت آن و تعداد ماموران مسلح و جاسوسان و سرکوبش خلاصه نمیشود. قدرت سرمایه در قدرت متشکل اجتماعی- اقتصادی و سیاسی آن و وابسته کردن نیروی کار- مزدوران مزدی- به این نظام است و الا شکست جنبش ۹۹ درصدی ها را  در مقابل ۱ درصدیها چگونه تحلیل میکنید؟!  

از نظر آقای صالحی کارگران آن هم در پهنای وسیع ایران منتظر رهبران نوع جدیدی از جنس فعالین کمیته هماهنگی و کمیته پیگیری و … بودند تا دست به مبارزه بزنند. ترکیب این کمیته ها و باندبازی ها و سیاست بازی های آن ها در رقابت با هم برای کارگران آگاه در ایران امری روشن است. کارگران جدی – نه مزدوران مزدی-  یک لحظه از مبارزه طبقاتی غافل نبوده و هیچوقت منتظر رهبران نمانده و نخواهند ماند. تاریخ مبارزه طبقاتی از اروپا گرفته تا آمریکا و آسیا و افریقا نشان داده که این دسته از کارگران خود را نه رهبر بلکه همیشه همکار و همفکر بقیه کارگران دانسته و در کنار آن ها بوده اند.

آقای صالحی در این نوشته از یک طرف همچون سیاستمدار ابتدا کمیته ها و تشکلات داخل و خارج از کشور که مانند احزاب سیاسی به نام کارگران تشکیلات ساخته اند را  مورد لطف و مرحمت قرار میدهد و سپس به درست بخشی از آنها را استثمار کننده کارگر و سرمایه دار مینامد. ما داوری محمود را با توجه به همکاری نزدیک چند ساله وی با این افراد را قبول داریم، اما برعکس وی بر این باوریم که ارزیابی وی از “کمیته های مستقل کارگری در خارج کشور” بسیار سطحی و نادرست است. این کمیته ها نه تنها در هیچ عرصه ای استقلال ندارند بلکه بخش بزرگی از اعضای آنها را خرده بورژوا ها و سرمایه داران و دلالان تشکیل میدهند. در همین تشکل ها کسانی حضور دارند که به عنوان عضو کمیته مرکزی یک حزب “کمونیستی” خود سرمایه دار است. در میان اعضای همین کمیته ها کسانی حضور دارند که به عنوان کارچاق کن و دلال بیمه های شرکت های بزرگ غربی کار میکنند. بنا به اظهارات یکی از اعضای همین کمیته های مورد قبول آقای صالحی وی سالانه چیزی حدود ۳۰۰۰۰۰ دلار درآمد دارد. همین کمیته ها و “فعالین کارگری”  از جنس همین “کمیته های مستقل کارگری” و اعضای احزاب چپ هر سال جلسات تدارک برگزاری اول ماه مه خود را در دفتر کار همین دلال بیمه برگزار میکنند.

آقای صالحی در ادامه نوشته خود کمیته های داخل و خارج را دست آورد بزرگی میداند که کارگران پیشرو و فعالین جنبش طبقه کارگر در دل مبارزات جاری به دست آورده اند و هر روز به پیشروی خود جهت آگاهی دادن به طبقه کارگر ادامه میدهند. چنین ارزیابی از زبان کسی که مدعی رهبری کارگران است جزآشفته فکری و یا خودشیفتگی چیز دیگری نمیتواند باشد. آقای صالحی! اکنون سال هاست که کارگران ایرانی با قرارداد های ۲۹ روزه کار میکنند. بخشی از این کارگران حتی گاها بالاجبار برای حفظ شغل خود بین یک تا سه سال مجانی برای سرمایه کار میکنند. آیا این دستاورد بزرگی است که کارگران به یمن فعالیت شما و رهبران جدیدی از نوع شما بدان دست یافته اند؟! این کارگران پیشرو مورد نظر شما چه خصوصیتی دارند؟شما با چه معیاری کارگران را به پیشرو و پسرو تقسیم میکنید؟ این تقسیم بندی را در جریان کدام مبارزه طبقاتی یاد گرفته اید؟ این تقسیم بندی را از کدام تجربه تاریخی بیرون کشیده اید؟

این نگرش آقای صالحی همان نگرش احزاب سیاسی چپ است که برای خود رسالت آموزش و رهبری کارگران را قائلند. این همان تفکر رهبران “آگاه” و تود های “نادان” خام است که باید بخار ایجاد کنند تا لوکوموتیو تاریخ راه بیفتد. تاریخ مبارزه طبقاتی نشان داده است که “پیشروان” از همه بیشتر به آموزش و کسب تجربه نیاز دارند. تجربه مادی زندگی واقعی- نه “سوسیالیسم علمی” سوسیالیست های منبری و دولتی- نیز به درستی بر این ضرب المثل  “خفته را خفته کی کند بیدار” اشاره دارد.

اما این مسایل هرچند مهم در این نوشته بیشتربرای آقای صالحی جنبه فرعی و درجه چندم را دارد. جوهر و هدف اساسی نوشته محمود در همان پاراگراف تخریب “فعالین کارگری” از سوی دسته ای دیگر از “فعالین کارگری” نهفته است که ناآگاهانه در دام موج طرح تخریب  مسئولان امنیتی گرفتار شدند.  “در کنار آن، عدهایی فرصت طلب در خارج از کشور که خود را “فعال کارگری و  سوسیالیست” معرفی میکنند، این فرصت را غنیمت شمردند و آنها هم بدون آگاهی از پروژه مسئولان امنیتی از سر سنت همیشگی خود تمام تلاششان را به کار گرفتند تا با استفاده از این فضا، در بین مخالفین اقدام به یار گیری کنند. در فرهنگ آنها اگر یک کارگر از نظر فکری با آنان نباشد علیه آنان است و باید تخریب شود. آنها با این عمل ضد انقلابی می خواهند جنبش کارگری و فعالان این جنبش را از هم بپاشند و  یک عده انسان ساده را به ابزار خود تبدیل کنند.”(نقل قول مستقیم از نوشته آقای صالحی) آقای صالحی مثل هر کسی حق دارد از خود در مقابل تخریب و شایعات دیگران علیه وی از خود دفاع کند، اما این دفاع باید دقیق و مستدل باشد. شما از یکطرف به مدح و ثنای افرادی به عنوان فعال کارگری میپردازید، اما آن جا که اختلاف گرایشاتتان علنی میشود، همین دسته از آدمها به یک عده آدم ساده و ابزار تبدیل میشوند. شما عمل عده ای فرصت طلب را در خارج از کشور ضدانقلابی میدانید اما همین ضدانقلابی ها چند بار برای شما جلسه ترتیب دادند و شنونده جمع کردند. شما در جلسه پالتاکی بخشی از فعالین همین کمیته هماهنگی( دستاورد کارگران!!!) را سرمایه دار معرفی کردید. اگر اختلاف شما با بخشی از این دسته از آدم ها اختلافی طبقاتی است چرا در نوشته تان این اختلاف را اختلاف شخصی ارزیابی میکنید؟ اختلاف شما ها شخصی نیست. این اختلافات ریشه در اختلاف گرایشات شما دارد و این گرایشات چیزی جز انعکاس منفعت سرمایه های مختلف در دنیای سیاست نمیباشد. اگر شما خود را در مقابل همان کارگرانی که خود را رهبرشان میدانید احساس مسئولیت کنید، باید نام این جریانی که از نظر شما ضدانقلابی عمل میکند را به توده های کارگر بشناسانید. طرح مساله ای با ابهام و دوپهلو و چند پهلو نه تنها کمکی به امر آگاهی کارگر نمیکند بلکه مساله را مبهم تر و مه آلوده تر میسازد.

آقای صالحی! ما همان زمان که همین دسته از آدمها برای سواستفاده از نام کارگران تحت عنوان تجارب کارگری برایتان در اتاق های پالتاکی جلسه ترتیب میدادند به صراحت و محترمانه اعلام کردیم که این نوع “فعالیت” کردن ها کمکی به مبارزه طبقاتی نخواهد کرد، اما شما خود را چنان کارگر باتجربه و رویین تنی نشان دادید که گویی همیشه خطاناپذیر خواهید ماند.

ما قبلا، پس از حضور شما در کنگره ث.ژ.ت، در مقاله ای تحت عنوان “بعد از اسانلو نوبت کیست” مسیر انتخابی شما و نتایج عملی آن را در آینده تحلیل کردیم که با سانسور خیلی از سایت های بارنگ سرخ روبرو شد. ما با تکیه بر تجارب تاریخی- عملی بر این نکته تاکید کرده و میکنیم که دوران توسعه و گسترش سرمایه، که باعث قیام اکتبر شد، گذشته است و دیگر حرکت سرمایه به حرکت دلالی و کازینویی خود – اول چه در سطح ملی و بعد چه در سطح بین المللی – ادامه داده و به همین دلیل بوده و هست  که اقتصاددانان کلاسیک و اقتصاددانان عامیانه یعنی دانشگاهی چه در سطح بین المللی(مثل مکتب اتریشی و شیکاگو) و چه در سطح ملی  نظیر سایت نقد اقتصاد سیاسی (نئوکینزی) و روزنامه دنیای اقتصاد مثل مقلدین  “نئولیبرال ” های آمریکایی و اروپایی و در کل سرمایه ها و سرمایه های شخصیت یافته بر این اعتقاد بوده و هستند که “پول ، پول میزاید. مثل درخت گلابی که گلابی میدهد”. امروز دیگر سرمایه به توسعه و گسترش خود به شکل صنعتی ، که همین توسعه صنعتی یک حرف مفت بوده درست مثل انباشت که کار ایجاد میکند، نبوده و نمیتواند به عقب برگردد. امروز اگر در سطح ملی حرکت سرمایه دچار اختلال است و در شکل دعوای جناح ها خود را نشان میدهد مثل دعوا و شکایت بخش خصوصی در مقابل بخش نظامی و امنیتی سرمایه ، در هر بخش و رشته در ایران، و همچنین در سطح بین المللی که خود را به شکل گروه ۱+۷ و بعد جی ۲۰ نشان میدهد و شکایت ها در سازمان تجارت جهانی انباشته میشود، بین امریکا و چین و اروپا، ناشی از همین نظام ارضی در جوهر خودش بر اساس قانون ارزش و حرکت سرمایه های جدید از دست سرمایه های قدیمی تر و یا به عبارت دیگرسرمایه های جدید  در رقابت با سرمایههای قدیمی تر  به لحاظ مکانی ،که از پویایی سرمایه است که در مقابل محدودیت های آن ناشی میشود، و چه به لحاظ راه های ارزان تر، چه ازنظر نیروی کار ارزان و چه به لحاظ کوتاه تر، به خاطر مواد خام و بازار مکانی کالا و همچنین در شکل سرمایه اعتباری – مالی( انگلی) و سفته بازی و کازینویی، به حرکت خود ادامه میدهد.

حال شما علیرغم اینکه رقبای خود را ضدانقلابی میدانید ندانسته عملا نتایج نظری همان آدمها را پراتیک میکنید. همه آن دسته از فعالین سیاسی و “فعالین کارگری” که روزی از روز ها به دستور قبله عالم مسکو و سپس قبله رقابتی عالم چین”راه رشد غیرسرمایه داری” و “سه جهانی”را تبلیغ و ترویج و پراتیک میکردند و آگاهی طبقاتی به درون کارگران میبردند، و امروز کسانیکه در حسرت روی کارآمدن “دولت سرمایه داران” (امثال آقای ایرج آذرین) هستند تا به کمک “سرمایه مستقل بخش خصوصی” اتحادیه مستقل ایجاد کنند علیرغم اختلافات گرایشی و سیاسی خود به یک نقطه و به یک پراتیک میرسند. نام و نشان ها و رنگ ها متفاوت است ولی ماهیت “جوهر” یکی است. مصداق: هندو به طعنه گفت یاران خدا دوتاست لعنت به آنکس که بگوید یکی است. بی سبب نیست که آقای اسانلو در مصاحبه با اخبار روز (سایت جناح توده ای- اکثریتی- سبز و به اصطلاح مارکسی، که برای ادویه اش میباشد) به کمک مشاوران بین المللی سرمایه خارجی و داخلی پرچمدار اتحادیه مستقل شده است و شما آقای صالحی مثل حاجی بابایی ها و آقای گیلانی نژاد ها تمرینش را کرده اید، یعنی زمانی که برای رسیدگی حقوقی مسایل کارگری به نزد تکنوکرات ها و بوروکرات های اداره کار سقز و سنندج و …. میروید، کاربدستان اداره کار سقز محترمانه به شما نشان میدهند که بخشی از کارگران سقز علیه رفقای سرمایه دار شما برای احقاق حقوق خود به این اداره شکایت کرده اند. آقای صالحی این نوع فعالیت “کارگری” شما با فعالیت کارمندان رسمی اتحادیه های کارگری در غرب ماهیتا چه تفاوتی دارد؟ بنابراین “فعالین کارگری” و “رهبران خود خوانده” با گرایشات متعدد نه تنها کارگران ایران را از تند پیچ ها عبور نخواهند داد بلکه با ایجاد تندپیچ های تازه نهایتا آنها را به  دره  پرت خواهند کرد.

۵  اوت ۲۰۱۳

طبقه کارگر ایران از این تند پیچ هم خواهد گذشت

محمود صالحى
August 02, 2013

محمود صالحى کارگران، فعالان کارگری؛ از سال ۱۳٨٠ به بعد جنبش کارگری ایران وارد دور دیگری از مبارزات نابرابر با مناسبات حاکم سرمایه داری شده است. 

 به یمن جسارت و از خود گذشتگی بخش عمدهایی از کارگران آگاه، هر روز به وسعت این مبارزات افزوده شده و می شود. با نگاهی گذرا به مبارزات جنبش طبقه کارگر در گذشته، به سادگی قابل لمس است که کارگران ایران یک لحظه برای اهداف خود که همان رسیدن به خواست و مطالبات طبقاتی خود است قصور نکردهاند.

با وصف سرکوب شدید اعتراضات و مبارزات کارگران تو سط حامیان سرمایه، از یورش به صفوف کارگران بهشهر، کشتار بیرحمانه کارگران خاتون آباد و دستگیری و زندانی کردن کارگران سقز در اول ماه مه سال ۱۳۸۳ گرفته تا سرکوب مبارزات کارگران شرکت واحد و نیشکر هفت تپه و بازداشت اعضای این دو تشکل و نیز دستگیری و احضار روزانه فعالین کارگری عضو کمیتههای کارگری، همه و همه نشان از آن میدهد که سرمایهداران و محافظانشان هیچ گونه اعتراضی بر نمیتابند و در هر شکل و لعابی، با هر پرچم و انتخاب هر رنگی ولو سبز، بنفش یا سیاه، همواره بنا به ماهیت طبقاتیاشان، کارگران را استثمار میکنند و هر گونه تحرکی از جانب کارگران برای آنها غیر قابل تحمل است. جنبش طبقه کارگر و فعالین این جنبش نیز برای دستیابی به خواست و مطالبات برحق خود و بهره گرفتن از یک زندگی انسانی کماکان عزم خود را برای برپایی تشکلهای خود ساخته و مستقل کارگری جزم کردهاند و به راحتی دست بردار نیستند. میتوان لیست بلند بالایی از مبارزات رادیکال جنبش طبقه کارگر به عنوان تنها جنبش موجود در صحنه اعتراضات عمومی و اصلیترین نیروی محرکه جامعه به عنوان سند به اذهان عمومی معرفی کرد. دقیقا به همین دلیل و برای خاموش کردن شعله مبارزات و اعتراضات توده کارگر است که سرمایهداران با استفاده از کلیه امکاناتی که مربوط به دستگاه سرکوب است ، روزانه اقدام به بازداشت، دستگیری، زندان و آزار و اذیت کارگران و فعالین کارگری میکنند.

تاریخ مبارزات جنبش طبقه کارگر در چند دهه گذشته، به سادگی بیانگر آن است که بازداشت کارگران و رهبران آنان نه تنها موفق نشده که مبارزات جنبش کارگری را به عقب برگرداند بلکه باعث تشدید مبارزات کارگری شده و بر این اساس تعداد زیادی فعال کارگری از دل این مبارزه بیرون آمدهاند و هر کدام در سطح ایران و بینالمللی چهرههای سرشناسی هستند و هر روز به تعداد این فعالان افزوده می شود .

برخی از این فعالین کارگری برای برون رفت از پراکندگی، اقدام به تشکیل چند کمیته و تشکل خود ساخته کردهاند. این کمیته ها و تشکل ها با تمام توان خود جهت خدمت به طبقه کارگر و ترویج مسایل کارگری هر کدام به توان خود از هیچ کوششی دریغ نکردهاند و فعالانه در تمام عرصه ها از جمله کمک مالی به خانواده زندانیان و یا تشکیل کمیته ها ی دفاع از کارگران زندانی، این جنبش را به پیش هدایت کردند و دلسوزانه تلاش نموده اند.  تحرک و تشدید مبارزات جنبش کارگری باعث شد تا کمیتههای مختلف کارگری در خارج از کشور نیز شکل بگیرد. بدون شک تشکیل کمیتههای مستقل کارگری در خارج از کشور رنگ و بوی تازه ای  به جنبش کارگری در ایران داد.

همه اینها دست آوردهای بزرگی است که کارگران پیشرو و فعالین جنبش طبقه کارگر ایران در دل مبارزات جاری به دست آوردهاند و هر روز به پیشروی خود جهت آگاهی دادن به طبقه کارگر ادامه می دهند.

از طرف دیگر مسئولان امنیتی کاملا تخصصی آموزش دیدهاند تا به هر شکلی مبارزات طبقه کارگر ایران را سرکوب کنند. مسئولان امنیتی نمی توانند از دور نظارگر پیشروی مبارزات کارگری باشند. بلکه عملا” برای سرکوب آن دست به هر کاری می زنند تا  فعالان جنبش کارگری را به حاشیه برانند. ابتدا آمدند از قانون کار استفاده کردند و برابر همان قانون اگر کارگری در آن صنف اشتغال نداشته باشد نمی تواند نماینده کارگر باشد. برای اینکه فعالان کارگری را از تشکل ها اخراج کنند. آمدند و قبل از هر چیز آن عده فعال کارگری که در تشکل های ثبت شده فعالیت می کردند و برای سرمایه داران و کارفرمایان معضل ایجاد کرده بودند، شروع به اخراج آنان با بهانه های واهی  از محل کار کردند که قانونا”آن کارگران دیگر نمی توانستند خود را جهت نمایندگی کارگران کاندیدا کنند. بعد از این حربه به تهدید فعالان کارگری  پرداختند، فعالان را احضار و تهدید کردند که دست از فعالیت های کارگری بردارند، آنها را بازداشت و زندان کردند، عدهایی را ترور کردند و عملا عده زیادی از فعالین کارگری را از بدنه کارگری جدا کردند، بعدا” آمدند اتهام احزاب به قول آنان غیر قانونی را به آنها زدند و…. اما تمام این فعالیت های ضد کارگری نتوانست طبقه کارگر و فعالان این جنبش را از پای در آورد. دشمنان طبقه کارگر خوب می دانستند که اگر کارگر را زندانی کنند بعد از مدتی با قامتی برفراشته و سر بلند در میان گل باران کارگران و دوستان طبقه کارگر از زندان آزاد خواهند شد و منبعد به یک چهره سرشناس تبدیل خواهند شد.

ما شاهد بودیم که هر زمان یک کارگر را بازداشت کردند بعد از مدتی این کارگر در زندان هم سکوت نکرده و همیشه با فرستادن پیام یا نوشته از حقانیت خود و محرومان جامعه دفاع و همیشه در حال تعرض بوده است.

بنابراین  مسئولان امنیتی برای جلو گیری از این پیشروی جنبش کارگری باید چاره اندیشی می کردند و به شکلی جلو این پیشروی را می گرفتند. این بار با یک روش جدید که تا این مدت توانسته جنبش کارگری را یک قدم به عقب برگرداند شروع کردند و آن چیزی نیست جز تخریب فعالان کارگری.

 

تخریب فعالان کارگری از سال ۱۳۸۹ شروع و تا این لحظه هم ادامه دارد. مسئولان امنیتی در پی یک طرح و نقشه از قبل تعیین شده شروع به تخریب فعالین کارگری کردند. آنها نقاط ضعف فعالین را مورد کنکاش قرار داده و با استفاده از همه امکانات خود و در پیش گرفتن روشهای کاملا حرفهایی، موجی را به راه انداختند. متاسفانه این موج، عدهایی از فعالین کارگری را به دام انداخت. آنها بدون اطلاع از پروژه مسئولان امنیتی و ناآگاهانه وارد این پروژه شدند و اختلافات شخصی خود را دست مایهایی برای وجود یک بحران کردند. اما زیاد طول نکشید که خود آن اشخاصی که مجری این تخریب ها بودند خود نیز مشمول این تخریب ها از طرف مسئولان امنیتی قرار گرفتند و از این بابت خیلی هم نگران هستند. در کنار آن، عدهایی فرصت طلب در خارج از کشور که خود را “فعال کارگری و  سوسیالیست” معرفی میکنند، این فرصت را غنیمت شمردند و آنها هم بدون آگاهی از پروژه مسئولان امنیتی از سر سنت همیشگی خود تمام تلاششان را به کار گرفتند تا با استفاده از این فضا، در بین مخالفین اقدام به یار گیری کنند. در فرهنگ آنها اگر یک کارگر از نظر فکری با آنان نباشد علیه آنان است و باید تخریب شود. با این عمل ضد انقلابی می خواهند جنبش کارگری و فعالان این جنبش را از هم بپاشند و  یک عده انسان ساده را به ابزار خود تبدیل کنند.  جدیت و انرژی آنها برای تخریب فعالین کارگری غیر قابل وصف است و هیچگاه انرژی را در افشا ی ماهیت ضد کارگری حاکمیت سرمایهداران به کار نگرفتهاند. تاریخا هم ثابت کردهاند که حضور آنها در تشکلهای موجود تنها برای خالی نبودن عریضه بود که به هر شکلی به ظاهر خود را با جنبش کارگری وفق دهند. ما دیدم و مشاهده کردیم که تمام مشکلاتی که در این چند سال اخیر دامنگیر جنبش کارگری شد و تخریب های که رو به افراد این جنبش شده است تماما” از طرف کسانی است که به شکلی در استثمار طبقه کارگر نقش دارند و به شکلی کار فرما هستند.  عده معدودی در خارج از کشور نیز که تا این تاریخ نتوانستند برای جنبش کارگری مفید باشند با این افراد که در داخل ایران هستند تماس دارند و از این مشکلات سو استفاده کردند ودر پی بروز اختلافات جزیی بین فعالین کارگری، دست به قلم شدند و در فضای مجازی شروع به جعل تاریخ کرده اند. آنان می داند که ما کارگران در داخل ایران در شرایطی نیستیم که با سند و مدرک مستند جواب آنان را بدهیم و آن افراد هم هر چیزی که برای خود صلاح نمی بینند نثار فعالین کارگری داخل کشور می کنند. آن اشخاص هر لحظه یک حرفی می زنند و هیچ وقت آماده نیستند تا به شرافت انسانی و طبقاتی خود رجوع کنند و آنجه مستند است برای دیگران تعریف کنند.  آنها همیشه کج دار و مریض حرکت می کنند و در گفته هایشان ابهام وجود دارد و هر دم سخنی را می گویند. برای نمونه؛ شایعات گسترده در این مورد که به فلان فعال کارگری پول دادهاند و فعال کارگری آن پول را به جای اینکه به مصرف جنبش کارگری برساند ان را شخصا” برای خود نگهداری کرده است، این تنها یکی از نمونههاست در حالی که بعد از پیگیری قضیه، همه آنها دروغ محض و بزرگنمایی و مطرح کردن خود آن اشخاص است. به علاوه اینکه آنها یک دشمن و یک حریف فرضی را برای خود انتخاب کردهاند و تمام نیتشان تخریب و تضعیف آن حریف است و نه حاکمیت سرمایهداری.. این واقعه در شرایطی اتفاق میافتد که در کشور ما گرفتن هر گونه وجه از خارج از کشور جرم محسوب می شود و گیرنده با اتهام اینکه در خارج از کشور ساپورت مالی می شود، برایش پرونده تشکیل می دهند و به اتهام گرفتن کمک مالی از ضد انقلاب محاکمه و محکوم می گردد. این اتهام زمانی به یک شهروند ایرانی تفهیم می گردد که فرستنده و گیرنده مشخص باشد و آن زمان مسئولان امنیتی برای شخص  گیرنده پرونده سازی می کنند. یا تعدادی از افرادی که در خارج از کشور زندگی می کنند آمدند به جای اینکه به تشکلها کمک کنند به اعضای این تشکلها کمک کردند و بعدا” اظهار کردند که این کمک های برای تشکل بوده نه برای شخص مورد نظر.

این موضوع امروز به یک مشکلات بزرگ در میان فعالان کارگری و تشکلهای موجود تبدیل شده است. این افراد آماده نیستند تا بر اساس آنچه واقعیت است عمل کنند!!؟

باید تاکید کنم که نمی خواهم به شخصیت کسانیکه تنها یک روز به جنبش کارگری خدمت کردهاند، لطمه وارد شود. من با احترامی که برای تک تک آن انسانها دلسوز دارم از آنان می خواهم که دست از این شایعات بردارند تا خود دچار این مشکلات نشوند.

تعدادی از فعالین کارگری داخل کشور که در سنوات گذشته به این شایعات دامن می زدند. امروزخود طعمه این حریق دو زبانه شده اند، امروز خود آنان نیز مورد این حمله ضد انقلابی از طرف اشخاصی قرار گرفتهاند که هیچ وقت فکر آن را نکرده بودند.

اگر به تاریخ نگاه کنیم در گذشته این مشکلات وجود نداشته، می دانید چرا؟ چون در گذشته جنبش کارگری ایران تا این اندازه فعال نبود هر چه جنبش کارگری فعال تر شود به همان اندازه دشمنان او هم فعال تر خواهند شد. سرمایه داران و کسانیکه از موجودیت سرمایه داری دفاع می کنند جنبش کارگری را با گوشت و پوست می شناسند و می دانند اهداف طبقه کارگر چیست و می دانند که آن طبقه برای رسیدن به هدف خود هر چند کند اما دارد حرکت می کند. سرمایه داران و حامیان آنان می دانند که طبقه کار در فکر آن است تا در کارخانه ها ی پارچه بافی برای نظام سرمایه داری سرا پا گندیده کفن بدوزد. 

 

محمود صالحی ۹/۵/۹۲  

 

 

 

 

۷