فرزاد جاسمی 
روی سخنم با شما نیست. چون سخن گفتن با کسانی که آز موضوعی آگاهند و خود را به تجاهل می زنند، و در این حال مستمعین شان را سفیه و احمق می پندارند، کاری بیهوده و آب در هاون کوبیدن است! بویژه دزدان با چراغی که با سؤاستفاده از مشکلات فرهنگی و مصیبت بارتر، عدم دارا بودن حافظه ی تاریخی مردمی نجیب و شریف، هزار و چهارصد تبهکاری، تحمیق و جنایت پیشگی مستقیم و غیر مستقیم و سی سال حکومت معلوم الحال روحانیون وابسته به دستگاه خلیفه گری شیعه را خدمت و نه خیانت بدانان می دانند!
بنا بر این، روی سخنم با هموطنان مظلوم و بی دفاعی است که بدون در نظر گرفتن سی سال تجربه ی دردناک و ویرانگرانه، باز هم با یک دانه ی مویز گرمیشان می شود و به نامه پراکنی ها و طرح مسائلی روشنتر از آفتاب، از سوی امثال شما دلخوش می نمایند و در دام می افتند!
می دانم که با نگاشتن این چند جمله، از سوی پاره ای قلم بدستان فرصت طلب و سیاست بازان ابن الوقت، مورد سرزنش و شماتت قرار خواهم گرفت و با این انتقاد که در حال حاضر نوشته ای چنین، باعث تفرقه و نفاق خواهد شد! اما باکی نیست! چون زمانیکه بی حیایی گربه، او را از دستبرد زدن به دیزی در باز، باز نمی دارد بر من نیز حرجی نیست!
بعد از گذشت سی سال از عمر ننگین جمهوری نکبت و شاهد بودن همه ی تبهکاری ها و جنایت های سبعانه، خود را تجاهل می زنید و خطاب به آقای علی اکبر رفسنجانی می نویسید:
, افرادى این مطالب را به من گفته اند که داراى پست هاى حساس در این کشور بوده اند. نیروهاى نام و نشان دارى که تعدادى از آنها نیز از رزمندگان دفاع مقدس بوده اند. این افراد اظهار داشته اند، اتفاقى در زندان ها رخ داده است که چنانچه حتى اگر یک مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعه اى است براى جمهورى اسلامى که تاریخ درخشان و سپید روحانیت تشیع را تبدیل به ماجراى سیاه و ننگین میکند که روى بسیارى از حکومت هاى دیکتاتور از جمله رژیم ستمشاهى را سفید خواهد کرد ,.
احسنت بر شما و آنانی که در این کشور دارای پست های حساسی بوده اند. از سیاه و ننگین شدن تاریخ درخشان و سپید شیعه نیز وحشت دارند، اما شهامت پیوستان مردم، همصدایی با مظلومان و سرخ روی مردن شعاری و ادعایی را نیز ندارند! و مطمئنأ اگر جیره مزدوری و حقوق ماهیانه و پست و مقامشان به خطر بیفتد، با توسل به تقیه که شیعه را از سرخ روی بودن و مردانه مردن باز داشته و باز می دارد، همین گفته ها را نیز کتمان نموده و با وزنه ی جانشان از بر باد رفتن عمامه و عبای آخوندی هر چند جنایتکار و ضد مردمی دفاع خواهند کرد!
در ادامه نوشته اید:
,اینجانب این مطالب را براى شما مینویسم و مصرانه میخواهم روى این قضیه اقدام و به صورتى که صلاح میدانید با حضرت آیتالله خامنه اى مطرح فرمایید و با جدیت پیگیر شود تا روشن گردد اگر چنین اتفاقى نیفتاده که انشاءالله هم نیست و بعید میدانم باشد، اعلام شود، چرا که در همین جامعه امروز و توسط خود بچه هاى بازداشتى در رسانه ها و سایتها در حال مطرح شدن است و معلوم نیست آیندگان چه قضاوتى با شاخ و برگ دادن آن خواهند کرد. همچنان که جمهورى اسلامى و روحانیت مظلوم نیز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خداى ناکرده رخ داده باشد، سریع با عوامل آن در هر جایگاهى برخورد و اعلام شود تا در شرایط فعلى که بازار شایعات داغ است، فرصت به فرصت طلبان داده نشود، همچنان که لازم است ترتیبى اتخاذ گردد تا این اقدام از سوى هیاتى عالیرتبه صورت گیرد تا افراد مورد بحث جرات بیان حقایق را داشته باشند چرا که شنیده ام تهدید شده اند که اگر مطلبى در این خصوص بیان نمایند، نابود خواهند شد ,.
بله، آقای کروبی!
فرض بر همان انشاالله گربه است بگذارید بهتر است! دلسوزی و نگرانی تان به حدیست که از مخاطب خود می خواهید تا مسئله را با بزرگ فرمانده ی کودتا و مسبب اصلی همه ی جنایت ها و تبهکاری های دوران سی ساله ی گذشته در میان بگذارد. باشد که ایشان نیز از جاه طلبی، زرپرستی، و افکار و اندیشه های ضد بشری و شیطانیش دست برداشته و فرمان پیگیری و مجازات خطا کاران صادر کنند! که شود؟ تا آبروی جمهوری اسلامی و روحانیت مظلوم نرود! آشیخ! خود گفتی که خود کنی خنده! روحانیت مظلوم!! برای آنان می گویی که در حال زندگی می کنند؟ عده ای در حال بیدار شدند! اما آیندگان!! مطمئن باش که قضاوتی دهشتناک و به یاد ماندنی در باره مظلومیت تان خواهند کرد! مطمئن باش که در صفحه های تاریخ آینده، همان عبارتی را خواهند نوشت و به دیگران خواهند آموخت که در باره ی چنگیز و نوادگانش نوشتند:
, آمدند و کشتند و سوختند و بردند ,!!
نوشته ای:
, اینجانب به خاطر اسلام و در رأس آن امام راحل و این همه فداکاریها و شهادتها و به قصد قربت الى الله، به رغم آنکه در شأن من نیز نمیباشد و به رغم همه مشغله ها و گرفتاریها و به رغم آنکه میدانم به حیثیت اینجانب لطمه خواهد خورد، آماده ام مسوولیت تحقیق و بررسى جهت تعیین صحت و سقم این حوادث و اخبار رسیده را بر عهده گیرم و تعهد شرعى مینمایم بدون حب و بغض و با رعایت کمال انصاف به بررسى و ارائه گزارش بپردازم ,.
برای یک روحانی شیعه با آن همه ادعا و کبکبه و دبدبه، کدام مشغله و گرفتاری ای، مهم تر از رسیدن به حق مظلومان و حفظ بیضه ی مبارکه اسلام است؟ آن هم حرکتی که می بایست در زمان و دوران حیات امام راحلتان صورت می گرفت تا جلوی فجایعی جبران ناپذیر و تبهکاری های ددمنشانه و سبعانه گرفته شود! جیفه دنیا را چسبیدید؟ ملتی را خوار و حقیر نمودید؟ کشوری را ویرانه و خراب کردید؟ حال نیز به بهانه شأن و شوکت و مشغله ها و گرفتاری ها، از افشای حقیقت و گرفتن حق جوانان این مملکت طرفه می روید؟ انتظار رو سفیدی، درخشندگی و از همه مهمتر پایبندی جوانان مملکت به مذهب شیعه و اعتقاد به دستگاه خلیفه گری را نیز دارید؟ حتی در آینده؟!
و در نهایت لُب مطلب را بیان می کنید که:
, عده اى از افراد بازداشت شده مطرح نموده اند که برخى افراد با دختران بازداشتى با شدتى تجاوز نموده اند که منجر به ایجاد جراحات و پارگى در سیستم تناسلى آنان گردیده است. از سوى دیگر افرادى به پسرهاى جوان زندانى با حالتى وحشیانه تجاوز کرده اند به طورى که برخى دچار افسردگى و مشکلات جدى روحى و جسمى گردیده اند و در کنج خانه هاى خود خزیده اند ,.
به گفته ی لُرها، عمامه تان را بالاتر بگذارید! ولی گویا خیلی دیر خبردار شده اید!! یا همانطور که گفتم، بر اساس عادت دیرینه و سؤاستفاده از بعضی خصوصیت های نامیمون و ناپسند ما مردم، خود را به تجاهل می زنید و دام نیرنگ و خدعه ای دیگر گشوده اید! زیرا نه تنها شما، آقای هاشمی رفسنجانی، ولی مطلقه ی فقیه و همه بازجویان و بازپرسان ستاد خبری سپاه پاسداران و بعدا وزارت اطلاعات، بلکه تمامی روحانیون خرد و درشت وابسته به دستگاه خلیفه گری شیعه، نه تنها از تجاوز به زندانیان اعم از دختر و پسر خبر داشته و دارند بلکه بسیاری از آنان، خود در انجام این عمل شنیع و جنایت آمیز اسلامی و شیعی شرکت داشته و برای آخرتشان توشه اندوخته اند! بدانسان که خالد بن ولید ( سیف الاسلام ) ها، اندوختند و در حال حاضر در کنار رّب و معبودشان روزی می خورند!
حضرت آقای کروبی!
همرزم و همقطارتان، حضرت آیت الله حسینعلی منتظری، قبل از شما و در دورانی که متصدی پست های حساس مملکت بی صاحب و در جهل و نادانی فرو رفته بودید، در نامه ی مورخ ۱۷/ ۷/ ۱۳۶۵ که جواب نامه ی مورخ ۱۲/ ۷/ ۱۳۶۵ آن امام راحل و عارف جمارانتان است و در صفحه ۵۱۱ – پیوست شماره ۱۴۳ – کتاب خاطراتش آمده، به این موضوع اشاره و از پیر و مرادش می پرسد:
, … می دانید در زندان مشهد در اثر نبودن پزشک و نرسیدن به زندانیهای دختر جوان بعدأ ناچار شدند حدود بیست و پنج نفر دختر را با اخراج تخمدان و یا رحم ناقص کنند؟
آیا می دانید در زندان شیراز دختری روزه دار را با با جرمی مختصر بلافاصله پس از افطار اعدام کردند؟
آیا می دانید در بعضی زندان های جمهوری اسلامی دختران جوان را به زور تصرف کردند؟ … ,
آیا می دانی آقای کروبی؟ تجاوز به فرزندان این بوم و بر از سوی دستگاه خلیفه گری تازگی ندارد! اگر چنانچه در میان روحانیت شیعه، حتی یک نفر نیز به مذهبی که ادعای سرسپردگیش را دارد و دم از آن می زند، معتقد باشد و صادقانه حدیث امام اولش در باره ی دزیدن خلخال از پای زن یهودی را باور داشته باشد، می بایست یا چون امام سومش شمشیر در دست بگیرد و علیه خلافت یزیدی موجود برزمد، یا مرد و مردانه با اعلام علت، در ملاء عام خودکشی کند! باشد که گروهی بارتان کنند و مذهبتان تداوم یابد! ورنه …
پانزدهم امرداد ماه هشتاد و هشت
متن فرمان خمینی و دستور قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷
تقلب توانگر کند مرد را! (آن گاه که هدف وسیله را توجیه می کند ) بخش ۴
انگارهای بر آرای فردریش فونهایک؛ برجستهترین نمایندهی
خاکسپاری بالزاک
بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد
چند نکته پیرامون طرح هدفمند سازی یارانه ها
فرا فکنی
حزب ابزار برافروختن اخگر به شعله
تغییر نام ماموریت ایالات متحده آمریکا در عراق: “مشاورین” و
اقتصاد «بحران زده» ایران و بحران در صنعت نساجی
اتحاد زنان آزادیخواه: درد زنان افغانستان درد مشترک همه زنان ستمدیده
مسئله اساسی فلسفه
تقلب توانگر کند مرد را ! (آن گاه که هدف وسیله را توجیه می کند) بخش ۳
گزارشی از شرکت فنی مهندسی طرح و بازرسی در پالایشگاه فاز ۲ اراک
فقر و تهیدستی زنان و کودکان در جهان و ایران
دو راه
جنبش های مانی و مزدک: ریشهها، اندیشهها و پیامدها
سوسیالیسم مال کجاست؟ – مقایسهٔ مزدک ایرانی و اسپارتاکوس رومی،
گزارشی از شرکت شهاب خودرو تجربهی یک اعتصاب و چگونگیِ متلاشی شدن
کارل پوپر – آگاهی کاذب
سیری در زندگی و آراء ارنست بلوخ
تقلب توانگر کند مرد را ! (آن گاه که هدف وسیله را توجیه می کند) بخش دوم
سیر و سرگذشت رویزیونیسم – ادوارد برنشتاین
پیش درآمدی براقتصاد سیاسی توسعه نایافتگی
کارل مارکس در آتش!
این «ما» کجا ایستاده است؟!
تقلب توانگر کند مرد را! – آن گاه که هدف وسیله را توجیه می کند. بخش
اعیان و امپراطوری نوپا
به مناسبت هفتادهین سالروز به قتل رساندن تروتسکی – سه نامه آخر
نقش دولت در توسعه اقتصادی
معرفی کتابِ «دور از کارخانه» (نمایشنامهی کارگری) – پژمان رحیمی
وضعیت کارمندان و کارگران وزارت نفت و شرکتهای تابعه در نُه سال گذشته
هنرمندی که نگاهی کاملا انتقادی به شرایط اجتماعی داشت
دیالکتیک توسعه نایافتگی
موانع فرهنگی توسعه اقتصادی درایران
فریبی بنام سرمایه داری اخلاقی
جان سختی نئولیبرالیسم و ریاضت اقتصادی کارگران
جنبش زحمتکشان فلسطین برای استقلال
مژده شوم: « سندیکاهای کارگری می آیند! »
منتخب آثار لنین دربارۀ – اتحادیه های کارگری – ( قسمت اول )
بحران اقتصادی و مبارزه طبقاتی
عرفان ـ فرمی از ایراسیونالیسم (خرد ستیزی)
آمریکای لاتین نشان داد که سوسیالیسم آینده دارد
پیر بوردیو
افسانه ی سنگ تراش
خلیج مکزیک – چطور بی پی قانون را به بازی گرفته است
عروج آنتی لنینیسم در پرتو سبز
میراث خواران شاملو و سیاست سترونسازی سیاسی
ترادیسیونالیسم (سنتگرائی)
تحریک مضحک
گزارشی از وضعیت زنان کارگر
کشتار مردم افغانستان، هم تاکتیک، هم استراتژی
رام الله ، فلسطین نیست!
کاسترو از اوباما خواست به ایران حمله نکند
برگردان کتاب «ارگانهای بدون جسم» از ژیژک (بخش یک) داریوش برادری
ترجمه کتاب « اندامهای بدون جسم» اثر ژیژک. (بخش دوم) داریوش برادری
از کمونیستها و نژاد پرستان ـ سر در گمی در سایت PI-News و یا مینا احدی و
به شاهزاده رضا پهلوی رحم کنید
پیش زمینه های مشروطه خواهی و ناکامی های آن
نگاهی به زمینه های اقتصادی انقلاب مشروطیت[۱] احمد سیف
ایران در محاصره

سلام وخسته نباشید..آفرین به حق درست فرمودید.امیدوارم امروز ماحواسمان جمع باشد وبدانیم که این مطالب سی سال است گریبانگیر ملت است.به امید بیرون کردن دزدی نباشیم که بخواهیم دزدان دیگری راجایگزین آن کنیم. بایدخواهان براندازی نهایی این حکومت بود.به امیدپیروزی ایران زمین
میر حسین موسوی :ایشان مهمترین زن روشنفکر کشور است
استاد منوچهر احترامی داستان نویس کودکان و نوجوانان بود که در اسفند ۸۷ دیده از جهان فروبست .. متن زیر داستان کوتاهی از اوست. :
مارها قورباغه ها را می خوردند و قورباغه ها غمگین بودند
قورباغه ها به لک لک ها شکایت کردند
لک لک ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لک لک ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف دیدگاه شدند
عده ای از آنها با لک لک ها
کنار آمدند و عده ای دیگر خواهان باز گشت مارها شدند
مارها باز گشتند و همپای لک لک ها شروع به خوردن قورباغه ها کردند
حالا دیگر قورباغه ها متقاعد شده اند که برای خورده شدن به دنیا می آیند
تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است
حق و باطل را به هم آمیخته ای و ملغمه ای ساخته ای که انسان از خواندنش مشمئز می شود. اراجیفت درباره مذهب شیعه ارزش پاسخ دادن را ندارد، زیرا حتی خالد بن ولید سردار جنایتکار و زناکار سپاه ابوبکر را هم به شیعه نسبت داده ای، زهی بی انصافی و بی شرمی. در جنایتکار بودن رژیم سفاک حاکم بر ایران و سپر ساختن از دین برای مطامع دنیویش با تو هم عقیده ام اما راه ما از زمین تا آسمان و از جهنم تا بهشت با هم فاصله دارد.
آقای سید محسن عزیز!
تو چرا حق را باطل و باطل را حق می نمایی؟
اولا خالد بن ولید سردار سپاه ابوبکر و عمر بود و در دوران خلافت عمر به خاطر کشتن یم مسلمان و زناکاری با همسرش، به دستور عمر محاکمه شد، ولی بدون مجازات!
در کجای این مقاله خالد بن ولید به شیعه نسبت داده شده است؟
از همه مهمتر، مگر حضرت امام خمینی و آیت الله خامنه ای و برادران پاسدار و بسیجی آدم کش شیعه نیستند؟
وجدان هم خوب چیزیست! با چه منطقی رژیم را سفاک و جنایتکار می خوانی؟ مگر رژیم شیعی نیست؟ نکند همه آیت الله ها و دست اندرکاران رژیم را زناکاران سپاه عثمان ابن عفان فرض کرده ای! یا بلانسبت دروغ می گویی! اگر معتقدی، یک عذر خواهی به نویسنده بدهکاری. چون مرتکب توهین، دروغ بستن و گناه شده ای.