کمونیست ها ـ اکنون!
(حزب و جهان بینی آن)
هانس هاینتس هولتس فیلسوف فرزانه پرولتاریا
ترجمه : یدالله سلطانپور
پیشکشی برای برادرم علی شهبازی که ققنوس وار در آتش عشق به توده خاکستر شد!
|
هر از گاهی کارگران پیروز می شوند، ولی فقط برای مدتی کوتاه. نتیجه واقعی مبارزات کارگران نه موفقیت بیواسطه آنها، بلکه وحدت روز افزون آنها ست. |
|
این سازمان پرولتاریا به شکل طبقه و بعد به شکل حزب سیاسی، اما در هر لحظه، به سبب رقابت میان خود کارگران منفجر می شود. |
|
اما دوباره شکل می گیرد، قوی تر از پیش، مستحکمتر از پیش، نیرومندتر از پیش! |
|
|
فصل دوم |
|
مبانی جهان بینی حزب کمونیست آلمان [۱] |
|
بخش چهارم |
|
خطاهای دیروز ـ دورنماهای فردا[۲] |
- وقتی در سال ۱۹۷۸ میلادی، حزب کمونیست آلمان در برنامه خویش بر آن شد که «کارگران و دیگر زحمتکشان را به منافع طبقاتی خویش آگاه سازد و آگاهی آنان را نسبت به تضاد آشتی ناپذیر میان منافع طبقاتی زحمتکشان و منافع قدرت و سود سرمایه بزرگ ژرفا بخشد»، وفاداری خود را نسبت به معارفی نشان داد، که مارکس و انگلس و لنین راجع به اهمیت درک تئوریکی تاریخ برای پراتیک انقلابی بدست آورده بودند.
- آیا حزب کمونیست آلمان در عمل بیست ساله خود، تا زمان تلاشی جوامع سوسیالیستی، از عهده انجام وظایف برنامه ای خود برآمده است؟
- آیا حزب کمونیست آلمان در اکسیون های سیاسی مبارزه طبقاتی، به توسعه شعور طبقاتی پرولتاریا و به پی ریزی شالوده تئوریکی مطمئنی برای آن ـ حداقل در حد توان نیروهائی که در اختیار داشته ـ نایل آمده است؟
- نظری به پس، به بیست و پنج سال گذشته و نظری به پیش، بر کار آینده باید به این پرسش پاسخ دهد.
- مسئله باید بطور تمایز یافته طرح و حل شود.
- نگاهی به برنامه مصوبه ۱۹۷۸ حزب می اندازیم.
- در سال ۱۹۷۸ میلادی، پس از سال های ممنوعیت، ده سال از تأسیس حزب کمونیست نوبنیاد آلمان می گذرد.
- این ده سال (۱۹۶۸ ـ ۱۹۷۸) دوره ای سرشار از تکان های سیاسی بوده است، که بحران نظام امپریالیستی معاصر و شکل یابی مجدد آن را در آخرین ۲۵ سال قرن بیستم همراهی کرده است.
- سیاست «عقب نشانی»[۳] اتحاد جماهیر شوروی و تهدید آن با اتکاء به برتری نظامی ـ هسته ای ناکام مانده است.
- مرحله «نفوذ نرمآهنگ»[۴] که در آلمان فدرال با دوره ویلی برانت و با به اصطلاح «سیاست تشنج زدائی» آغاز شده بود، هدفش این بود که وابستگی اقتصادی جوامع سوسیالیستی به کشورهای سرمایه داری را برای تعمیق تضادهای داخلی آنها مورد استفاده قرار دهد و آن تضادها را به نیروی منفجره ضد انقلابی توسعه بخشد.
- ایدئولوژی «سوسیالیسم با سیمای انسانی» و «کنفرانس امنیت و همکاری در اروپا»[۵] و امثالهم چیزی جز دسیسه های استراتژیک براندازی دولت های اردوگاه سوسیالیستی نبوده اند.
- حزب کمونیست جوان آلمان، در کشمکش های اجتماعی این سال ها توانسته بود با شرکت در جبهه فراگیر ضد امپریالیستی نیروهای صلح طلب، که پایگاه توده ای پهناوری داشت، جائی برای خود کسب کند.
- اما این دستاورد، اغلب و بیشتر به بهای چشم پوشی بر اجرای طرح های برنامه ای خویش و به نفع جبهه فراگیر تمام شده است.
- حزب و بویژه آلمان دموکراتیک که در آن سال ها قبل از همه، برای برسمیت شناسی خود در عرصه بین المللی مبارزه می کرد، چه بسا به خطر «سیاست جدید غرب در رابطه با شرق» کم بها داده بود.
- در این اوضاع و احوال، که میدان عمل سیاسی حزب کمونیست آلمان، به دلیل شرایط خارجی تنگ شده بود، کار تئوریکی بمثابه یک عنصر مهم در ثبات و استحکام درونی حزب و تأثیرگذاری برونی آن نمودار می گردد.
- کمتر حزب کمونیستی در جهان سرمایه داری یافت می شود که با وسایل و امکانات اندکی از عهده انجام اینهمه بررسی علمی و انتشار آن برآید.
- بررسی ها، آثار و جلسات کار در «انستیتوی مطالعات و پژوهش های مارکسیستی»[۶]، انتشار «دفاتر مارکسیستی»[۷]، کتب و مقالات مؤلفین کمونیست دوست در «مطالعاتی پیرامون دیالک تیک» (انتشارات پاول روگن اشتاین)[۸] و غیره نشاندهنده وسعت عمل علمی ـ فرهنگی و نفوذ تئوری مارکسیستی به خارج از محافل کمونیستی کوچک اند.
- سلسله طویلی از بررسی های علمی بر کار حزب کمونیست آلمان در زمینه تئوری دلالت دارد که کتب سال و گزارشات اطلاعاتی مربوطه را می توان به شرح زیر برشمرد :
- راجع به طبقه کارگر در محل کار،
- راجع به تحولات به عمل آمده در جنبش کارگری،
- راجع به نوع بحران سال های ۸۰،
- راجع به شیوه زندگی کارگران مزدبگیر،
- راجع به تئوری شخصیت مارکسیستی،
- راجع به انقلاب فرانسه و
- کتاب مهمی بمناسبت صدمین سالگرد درگذشت مارکس.
- از سی جلد «مطالعاتی پیرامون دیالک تیک» می توان به موارد زیر اشاره کرد :
- راجع به گرامشی[۹]،
- راجع به فلسفه به نیت جهانوندی،
- راجع به سوسیالیسم علمی،
- فلسفه بمثابه دفاع از تمامت عقل.
- برسی های ورنر روگه مر[۱۰] راجع به آنتروپولوژی فلسفی،
- بررسی های هانس برت روی فرز[۱۱] راجع به فلسفه صلح.
- آثار علمی مارکسیست های آلمان فدرال بیشمار و مهم بوده اند.
- این بخش مثبت بیلان کار حزب کمونیست آلمان است.
- در مقابل این بخش مثبت، این واقعیت امر قرار دارد، که بخش نا چیزی از حاصل کار تئوریکی که سازمان حزبی در دستور کار خود قرار داده بود، جامه عمل سیاسی می پوشد.
- در مقابل فشار ناشی از شرایط حاکم و دشواری های عملی، کوتاه آمدن هائی صورت می گیرد، ضمن اینکه در فعالیت پراگماتیکی (عمل متناسب با موارد مشخص)، تلاش های فوق العاده به خرج داده می شود.
- در نتیجه، کیفیت کار در عرصه جهان بینی و پژوهش علمی، بطور کامل مورد استفاده قرار نمی گیرد و حاصلخیزی تئوریکی هر چه بیشتر از کار حزبی سیاسی ـ عملی روزمره فاصله می گیرد.
- مبارزه بخاطر صلح، وقت و انرژی زیادی را به خود اختصاص می دهد و لذا حزب در عرصه های دیگر، با کمبود نیرو مواجه می شود و در مواردی نیز به دنباله روی از جنبش های دموکراتیک کشیده می شود.
- از آن جمله اند، برای مثال سیاست حزب در زمینه مسائل محیط زیستی و تا حدودی نیز در زمینه مسئله زنان.
- اگرچه حزب کمونیست آلمان، بمثابه اولین حزب، فعالیت های عملی در جهت حفاظت از محیط زیست را توسعه می دهد و به عنوان اولین حزب برنامه حفاظت از محیط زیست را تدوین می کند، اما در استراتژی های مبارزاتی ـ طبقاتی که علیه تخریب محیط زیست توسعه داده می شود، مبارزه در راه حفاظت از شالوده های حیاتی طبیعی را عمدتا به عهده سبزها می گذارد.
- حزب کمونیست آلمان، پیشاهنگ مبارزه در راه منافع زنان زحمتکش بوده است و از همان آغاز تشکیل خویش، مسئله زنان را بطور روشن و آشکار با مسئله طبقاتی پیوند داده است، اما علیرغم آن، در رابطه با خودویژگی چشمگیر مسئله زن و مرد، تکانه های لازم برای سیاست حزب، از سوی فعالیت جنبش فمینیستی زنان می آید.
- بطور کلی می توان گفت که حزب با تمرکز ضرور بر نقش تعیین کننده طبقه کارگر، در مبارزه بخاطر پیشرفت اجتماعی، نخست به اهمیت نوین جنبش های اجتماعی به اصطلاح نو و جذابیت ایدئولوژیکی آنها برای بخشی از کمونیست ها کم بها می دهد.
- تردیدی نیست، که این بی توجهی ها سبب می شوند، که علیرغم تلاش برای تسلیح حزب برای مقابله با نفوذ مواضع مبتنی بر جهان بینی غیر مارکسیستی، بخشی از حزب تحت تأثیر آنها قرار می گیرد.
- این مسئله در کشمکش های درونحزبی در اواخر سال های ۸۰ میلادی، به وضوح تمام خودنمائی می کند.
- «چپ های نو»[۱۲] در حزب،
- مواضع طبقاتی را ترک می کنند و به مواضع جنبش صلح می گروند،
- در دیالک تیک مسائل بشری و مسائل طبقاتی، برای مسائل بشری نقش تعیین کننده قائل می شوند و تمام نیروی خود را مصروف آن می سازند،
- در ئوکولوژی (مسائل مربوط به محیط زیست) گرایشات فلسفی اگزیستانسیالیستی خودنمائی می کنند،
- در مسئله زنان، به فرم های غیر سیاسی رو در روئی زن و مرد می چسبند.
- «چپ های نو» سرانجام به قهقرای رفرمیسم عریان در می غلطند.
- گسست از این بخش حزب، برای کسانی که بر مواضع انقلابی حزب وفادار مانده اند، اجتناب ناپذیر می گردد.
- دلایل متنوع ناکامی های فوق الذکر و ضعف سیاسی حزب کمونیست آلمان، علیرغم کارهای ارزنده در زمینه تئوری و ارائه طرح و پیشنهاد، به بررسی دقیق نیاز دارد و در مقاله مختصر نمی گنجد.
- اکنون فقط به برخی سمتگیری های تعیین کننده نادرست اشاره می شود.
- کمونیست ها در آلمان غربی و در بقیه کشورهای سرمایه داری بنا بر تجارب خویش در می یابند که سرمایه داری ـ علیرغم رویاروئی های هرازگاهی و علیرغم تضادهای آشکار و تشدید روزافزون بحران عمومی ـ همچنان و هنوز قدرتمند است و بکمک افزارهای ایدئولوژیکی بیشمار و متنوع می تواند توده های کشورهای متروپول را به دنبال خود کشد.
- اما حزب در درک خود از اوضاع سیاسی، تحت تأثیر ارزیابی های اتحاد شوروی و کشورهای سوسیالیستی دیگر، بویژه آلمان دموکراتیک قرار می گیرد و اردوگاه سوسیالیستی را نیروی تعیین کننده در توسعه تاریخی ـ جهانی تلقی می کند و قدرت های سرمایه داری را در موضع دفاعی می بیند.
- در حالیکه نگاهی به تفاوت های چشمگیر در سطح تولید و روابط تجاری بین المللی می تواند عکس این ادعا را اثبات کند.
- سیاست جهانی سوسیالیستی می بایستی علیه سرمایه داری مسلط ، آنهم تحت شرایط دشوار تنظیم شود و همزیستی مسالمت آمیز می بایستی به دشمن از لحاظ مادی قوی تر تحمیل شود و ساختمان خاص جامعه سوسیالیستی انجام یابد.
- این وضعیت اتحاد شوروی از بعد از انقلاب اکتبر بوده است.
- باور عجولانه به این که سوسیالیسم کارت پیروزی را در آستین دارد و می تواند بدون احساس خطر، ضمن همکاری با کشورهای سرمایه داری، از ثروت مادی متروپول های آن بهره ور شود و در به روی جلوه های ظاهری جهان کالاها بگشاید، به ارتکاب خطاهای سنگینی در حفظ تعادل لرزان همزیستی و رقابت سیستمی منجر می شود.
- حزب کمونیست آلمان، در این مورد، تجارب عملی و معارف نظری خود را در فرمولبندی مستقل سیاست کمونیستی به کار نمی گیرد و در استراتژی بین المللی جنبش جهانی کمونیستی وارد نمی سازد.
- حزب کمونیست آلمان نمی تواند، بخش بزرگی از جمعیت آلمان غربی را، که نیروی اعتراضی بالقوه ای دارد، بسیج کند و در غلبه بر پیشداوری های ضد کمونیستی، که قبل از همه، اتحاد شوروی و آلمان دموکراتیک را آماج حمله خود قرار می دهد و حزب کاملا بحق همبستگی تاریخی ـ جهانی خود را با آن حفظ می کند، دچار مشکل می شود.
- ضمن انتقاد از خود، باید گفت، که یکی از دلایل این امر، چسبیدن حزب به دورنمای سیاسی ـ جهانی مخدوش بوده است.
- اگر حزب کمونیست آلمان سستی و تزلزل[۱۳] موجود در کشمکش میان سرمایه داری و سوسیالیسم و تضادهای ناشی از آن و ضعف های سیستم سوسیالیستی را سرسختانه مورد بحث قرار می داد، این همبستگی می توانست برای کسانی که ضمن کمونیست نبودن، موضع انتقادی نسبت به سرمایه داری دارند، قابل فهم و هضم گردد و برای سوسیالیسم واقعا موجود در حال ساختمان سوسیالیسم مفید افتد.
- ژست برتری که تبلیغات شوروی می گیرد، بی تردید زیان های ایدئولوژیکی معینی را سبب می شود.
- موضعگیری انتقادی علیه آن، درست بدلیل همبستگی، ضرورت داشته است.
- تا زمانی که سرمایه داری، بمثابه مناسبات تولیدی وجود دارد، پایانی برای مبارزه طبقاتی متصور نخواهد بود.
- تحت شرایط تولید کاپیتالیستی نمی تواند همبستگی خود به خودی میان کارگران، میان توده های تحت استثمار وجود داشته باشد.
- هرکس که مجبور به فروش نیروی کار خویش است، مجبور به تبعیت از قوانین رقابت در بازار آزاد است.
- «هر از گاهی کارگران پیروز می شوند، ولی فقط برای مدتی کوتاه.
- نتیجه واقعی مبارزات کارگران نه موفقیت بیواسطه آنها، بلکه وحدت روز افزون آنها ست.
- این سازمان پرولتاریا به شکل طبقه و بعد به شکل حزب سیاسی، اما در هر لحظه، به سبب رقابت میان خود کارگران منفجر می شود.
- اما دوباره شکل می گیرد، قوی تر از پیش، مستحکمتر از پیش، نیرومندتر از پیش!» [۱۴]
- هر ضربه ای بر جنبش کارگری، چه در عرصه ملی و چه در عرصه بین المللی، مبارزه علیه سلطه سرمایه را به تجارب جدیدی مجهز می سازد و سلاح جدیدی را در اختیار آن می گذارد.
- در لحظه کنونی، نه فقط دیدن شکست، بلکه بدتر از آن، احساس شکست با تمام وجود خویش، بسیار دشوار است.
- نقش بر آب شدن امید، احساس بزرگی در دل برمی انگیزد، به بزرگی احساسی که پیروزی انقلاب اکتبر، بمثابه نقطه عطف تحقق یافته در تاریخ بشری، در دل برانگیخته بود، نه بمثابه ناقوس آغاز روندی که به نقطه عطفی می انجامد.
- نقش بر آب شدن امید واهی، اما به معنی وقوف به واهی بودن امید نیز هست.
- ما جان سختی سرمایه داری را در چنگ مرگبار بحران عمیق خویش، دست کم گرفتیم.
- بحران همچنان چیره ناپذیر مانده است.
- سرمایه داری به بهای تشدید دو باره بحران، به حیات خود ادامه می دهد.
- تضادهای مخرب تعمیق می یابند.
- تشخیص داهیانه مارکس و انگلس که به عنوان ایده ای کهنه و وامانده به سخره گرفته شده بود، در پله توسعه نوینی، بطرز غافلگیر کننده ای بازتأیید می شود.
- طبقه کارگر از شکست خویش ـ حتی ـ می آموزد،
- که رشد بالنده بی تعارض و تضاد در جامعه بشری وجود ندارد،
- که میان استثمارگر و استثمار شونده «گفت و گوی فارغ از سلطه» محال است،
- که انتظار «صلح جوئی» از سرمایه داری، خود فریبی فاجعه باری است و
- هر پیشرفتی باید در مبارزه طبقاتی بی امان و دشوار و پر تلفات به دشمن تحمیل شود.
پایان
ادامه دارد
[۱] Zu den weltanschaulichen Grundlagen der DKP
[2] Vergangene Fehler – zukünftige Perspektiven
[3] “roll back”
[4] sanften Unterwanderung
[5] KSZE
[6] “Instituts für marxistische Studien und Forschungen” (IMSF)
[7] Marxistische Blätter
[8] “Studien zur Dialektik” im Pahl-Rugenstein-Verlag
[9] Antonio Gramsci
[10] Werner Rügemer
[11] Hans Bert Reuvers
[12] Neuerern
[13] Unentschiedenheit
[14] Komm. Man., MEW 4, S.471
متن فرمان خمینی و دستور قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷
تقلب توانگر کند مرد را! (آن گاه که هدف وسیله را توجیه می کند ) بخش ۴
انگارهای بر آرای فردریش فونهایک؛ برجستهترین نمایندهی
خاکسپاری بالزاک
بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد
چند نکته پیرامون طرح هدفمند سازی یارانه ها
فرا فکنی
حزب ابزار برافروختن اخگر به شعله
تغییر نام ماموریت ایالات متحده آمریکا در عراق: “مشاورین” و
اقتصاد «بحران زده» ایران و بحران در صنعت نساجی
اتحاد زنان آزادیخواه: درد زنان افغانستان درد مشترک همه زنان ستمدیده
مسئله اساسی فلسفه
تقلب توانگر کند مرد را ! (آن گاه که هدف وسیله را توجیه می کند) بخش ۳
گزارشی از شرکت فنی مهندسی طرح و بازرسی در پالایشگاه فاز ۲ اراک
فقر و تهیدستی زنان و کودکان در جهان و ایران
دو راه
جنبش های مانی و مزدک: ریشهها، اندیشهها و پیامدها
سوسیالیسم مال کجاست؟ – مقایسهٔ مزدک ایرانی و اسپارتاکوس رومی،
گزارشی از شرکت شهاب خودرو تجربهی یک اعتصاب و چگونگیِ متلاشی شدن
کارل پوپر – آگاهی کاذب
سیری در زندگی و آراء ارنست بلوخ
تقلب توانگر کند مرد را ! (آن گاه که هدف وسیله را توجیه می کند) بخش دوم
سیر و سرگذشت رویزیونیسم – ادوارد برنشتاین
پیش درآمدی براقتصاد سیاسی توسعه نایافتگی
کارل مارکس در آتش!
این «ما» کجا ایستاده است؟!
تقلب توانگر کند مرد را! – آن گاه که هدف وسیله را توجیه می کند. بخش
اعیان و امپراطوری نوپا
به مناسبت هفتادهین سالروز به قتل رساندن تروتسکی – سه نامه آخر
نقش دولت در توسعه اقتصادی
معرفی کتابِ «دور از کارخانه» (نمایشنامهی کارگری) – پژمان رحیمی
وضعیت کارمندان و کارگران وزارت نفت و شرکتهای تابعه در نُه سال گذشته
هنرمندی که نگاهی کاملا انتقادی به شرایط اجتماعی داشت
دیالکتیک توسعه نایافتگی
موانع فرهنگی توسعه اقتصادی درایران
فریبی بنام سرمایه داری اخلاقی
جان سختی نئولیبرالیسم و ریاضت اقتصادی کارگران
جنبش زحمتکشان فلسطین برای استقلال
مژده شوم: « سندیکاهای کارگری می آیند! »
منتخب آثار لنین دربارۀ – اتحادیه های کارگری – ( قسمت اول )
بحران اقتصادی و مبارزه طبقاتی
عرفان ـ فرمی از ایراسیونالیسم (خرد ستیزی)
آمریکای لاتین نشان داد که سوسیالیسم آینده دارد
پیر بوردیو
افسانه ی سنگ تراش
خلیج مکزیک – چطور بی پی قانون را به بازی گرفته است
عروج آنتی لنینیسم در پرتو سبز
میراث خواران شاملو و سیاست سترونسازی سیاسی
ترادیسیونالیسم (سنتگرائی)
تحریک مضحک
گزارشی از وضعیت زنان کارگر
کشتار مردم افغانستان، هم تاکتیک، هم استراتژی
رام الله ، فلسطین نیست!
کاسترو از اوباما خواست به ایران حمله نکند
برگردان کتاب «ارگانهای بدون جسم» از ژیژک (بخش یک) داریوش برادری
ترجمه کتاب « اندامهای بدون جسم» اثر ژیژک. (بخش دوم) داریوش برادری
از کمونیستها و نژاد پرستان ـ سر در گمی در سایت PI-News و یا مینا احدی و
به شاهزاده رضا پهلوی رحم کنید
پیش زمینه های مشروطه خواهی و ناکامی های آن
نگاهی به زمینه های اقتصادی انقلاب مشروطیت[۱] احمد سیف
ایران در محاصره

comment closed